سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
149
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) مىفرماين : حكم كسى كه در حفره شير سقوط كرده و با خود ديگرى را به داخل آن كشيده است كلمه [ زبيه ] بضمّ زاء نقطهدار عبارت است از گودالى كه براى نگاهدارى شير حفر مىكنند . و وجه تسميه اين گودال به [ زبيه ] از اين جهت استكه گودال مزبور را نوعا و غالبا در مكان بلندى همچون قلّه تپّهها مىكنند و بموضع عالى و بلند [ زبيه ] مىگويند بنابراين نام محلّ يعنى مكان مرتفع را روى حالّ كه گودال باشد گذاردهاند . و در لغت كلمه [ زابيه ] بر مكانى اطلاق مىشود كه بواسطه ارتفاعى كه دارد آب بر بالايش مسلّط نمىشود و در ضرب المثل آمده است كه : [ بلغ السّيل الزّباء ] يعنى سيل به قلّه بلندى رسيد . سپس در ذيل حديث مىفرماين : اكثر اصحاب و علماء ما به اين حديث عمل فرموده و بر طبقش فتوى دادهاند ولى در عين حال توجيه آن بر طبق اصول مذهب مشكل به نظر مىرسد . از اين گذشته سند حديث نيز مخدوش است چه آنكه محمّد بن قيس همانطورى كه قبلا دانسته شد بين ثقه و غير آن مشترك است . مضافا به اينكه ممكن است بگوئيم حديث از باب [ قضيّة فى واقعة جزئية ] بوده و خصوصيّت مورد مزبور موجب چنين حكمى گرديده و در نتيجه مىتوان عمل به مضمون حديث را مطلقا ترك نمود و آن را بدين ترتيب طرح كرد . قوله : سمّيت بذلك : ضمير نائب فاعلى در [ سمّيت ] به [ حفره ] راجع است و مشار اليه [ ذلك ] زبيه مىباشد .